تبليغاتX
خَط خَطے ـهاے یـ دُختر 1 + 14 سالهـ

خَط خَطے ـهاے یـ دُختر 1 + 14 سالهـ

ایـــنـ وبلاگـــ عاشقانـ نیستـــــــــــــــــــ

...خط خطی...

...بسم خالق خط خطی ها...

نه بلدم و نه دوس دارم کتابی حرف بزنم...

از روزمرگی متنفرم...

عجیبم...و این مدلمو دوس دارم...

...دخترک خاصی هستم...با روزمرگی های خاص،و حتی دلتنگیای خاص...

...برام مهم نیس دیوونه یا عقب افتاده یا هر چیز دیگه ای صدام کنن...

اگه دوس داشتی یه خط رو دلتنگیام بکش...اما تبلیغات ممنوع...

- تشنه ی چشماتم...منو سیرابم کن...

...Mania...

ܔܜܔܢܜܔܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜܔܢܜܔܢ

 

+ نوخط خطے شدـهـ در سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 13:0 توسط Mــانیـ ـ ـا دخترکــ ܜܔܢ خوردـهـܢ |




خط یـ قرن و نهـ ـمـ

نقطه سر خط ...

برای گریه کردنات ... یکی دو روزی کافیه ...

شبت قشنگ نازنینم . حرفی نمونده ته دلم ... فقط اراجیفه ...

که نباید بگم . که باید گوشه دلم خاکشون کنم . که حتی تو هم برام غریبه محسوب می شی ...

مهم نیس ... بذار ته دلم حرفام تجزه شن و بشن گوشه ای از خاک دلم ... تا بازم بتونم حرفامو خاک کنم !

مواظب خودت و دلتنگیات باش ...

... نقطه ته خط

+ نوخط خطے شدـهـ در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 1:17 توسط Mــانیـ ـ ـا دخترکــ ܜܔܢ خوردـهـܢ |




خط ـهشت تا بالاتر از یـ قرن

نقطه سر خط ...

یک قدم تا بهشت ... و گرمای سوزناک جهنم زیر پوست ...

دست خدا ، در چند قدمی ... و فریاد شیطان : نرو ...

دالانی از سفیدی ... و یک سایه ی سیاه که روی سر کشیده می شود ...

نوری که چشم رو می زنه ... و تاریکی ای که پا ها توش فرو رفته ...

زندگی مات و مبهوت ... بدون هیچ هدفی ... همینطوری پیش می ره . حتی نمی فهمی با چه ضریبی از لحظه ها و ثانیه ها داره عمرتو به تاراج می بره ...

پیاده و با پا های زخمی توی جاده ی بی آب و علف زندگی می دوی ... یه سواره از کنارت می گذره و بهت دهن کجی می کنه ...

برو ... دِ بدو لامصب ... بگو که از این زمونه کم نمیاری ...

برو ... کم نیار ... قوی باش ...

+ نمیـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــــــــــــــــــــتونـــ ـــ ـــ ـــ ــ ــ ــ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـمـ ...

مواظب خودت و دلخوشیات باش ...

... نقطه ته خط

+ نوخط خطے شدـهـ در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:52 توسط Mــانیـ ـ ـا دخترکــ ܜܔܢ خوردـهـܢ |




خط ے صد تاـے و ـهفتـ تا ـیکے

نقطه سر خط ...

وقتی اکبرے واست آدم میشهـ ینی برو بمیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر

+ شُتُر مُرغَم رَفـ قاطی پَرَندِهـ ـهـا ...

کتابمـــــــ بهـ نمایشگاـهـ نمی رسهـ

+ اَلان قُدرَت دارَم اِرشادُ دُرُستِهـ بِجُوئَم

میگهـ ببرید طرحاشو بعد عید بیارید تا نمایشگاـهـ میرسهـ

+ اَرواحِـ شیکَمِت مَرتیکِهـ خیکے

مهم نیس بابا ... مهم اردوی دیروزه

+ وَ اَندَر اَحوالاتِـ دیروز بِگـــَـــمـ

گوشی همه رو گرفتن ... البته همه ینی فقط زینب !

راستے جدیدنا یه آجے گل تشریفیده وبلاگمون ... آجے فاطمه خوش اومدے !

و ندا نبودش ... ریحانم نبود ... فاطے تخمه فروشم نبود ... مائدم نبود ... بعد دیه از دوسام همینا نبودن بقیه بودن !

همے ـــــــــــــــــن !

مواظب خودت و همه چیت باش ...

... نقطه ته خط

+ نوخط خطے شدـهـ در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 21:2 توسط Mــانیـ ـ ـا دخترکــ ܜܔܢ خوردـهـܢ |




خط صد سال پیش و هفت سال بعـ ـ ـ ـ ـ ـ ـد

نقطه سر خط ...

شب سیاه و تاریک و سرد ... سایه خاموش و سکوت یخ زده و چراغ شکسته ... آسفالت خرد شده و نور کمرنگ مهتاب و گربه هایی که آرام عبور می کنند ...

مردی که در تاریکی و سرما ، می خندد ... دل خاموشی سکوت را می شکند ... بر کف آسفالت های خرد شده زیر نور مهتاب آهسته عبور می کند ...

مردی که در کوچه ما ، سکون دارد ...

مردی که لبخند به لب ، آواز می خواند ! با دلی شکسته ...

برای دوره گرد ساکت کوچه که اسطوره ام شد ... :

سلطان قلبمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ...

مواظب خودت و زندگیت باش ...

... نقطه ته خط

+ نوخط خطے شدـهـ در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 0:28 توسط Mــانیـ ـ ـا دخترکــ ܜܔܢ خوردـهـܢ |